بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

دانلود بازی ۲

 

                           
 

خرگوشهای زرنگ

   

حدس بزنید!

   

پیشگویی اعداد

   

مین روب!

   

مار و پله

                           
 

پازل اعداد

   

بازی با گویها 1

   

بازی با گویها 2

   

چرخش رنگها

   

تیک ، تاک ، تو

                           
 

ریزش آجرها

   

مکعب جادویی

   

تخم مرغها را بگیر

   

مار پیچ

   

ماشین بازی 1

                           
 

دوتایی ها

   

جنگ ستارگان

   

بازی قطره ها

   

کرم سر به هوا 1

   

اسکیموی بیچاره

                           
 

راه پر پیچ و خم

   

آزمون سرعت و دقت

   

بطری اعصاب سنج

   

قورباغه در جاده مرگ

   

پک من

                           
 

میخ و تخته

   

گرگ و خرگوش

   

توپ بازیگوش

   

بسکتبال

   

شلیک حساب شده

                           
 

پرتاب و هدایت

   

تست حافظه

   

جادوی ریاضی

   

جدول لغات

   

برج هانوی

                           
 

صفحه متحرک

   

هگز

   

نقطه بازی

   

راه آهن بسازید

   

موشک بازی

                           
 

شکار کوسه

   

هلیکوپتر بازی

   

توپ لغزنده

   

چراغ و پل

   

اسکی روی برف

                           
 

دستگاه چمن زنی

   

بازی تنیس

   

کاراته بازی

   

جورچین

   

بازی با چوب کبریت

                           
 

بازی گلف

   

توپ جادویی

   

هدف گیری

   

هاکی فضایی

   

میمون و میوه

                           
 

اسکی روی آب

   

هندبال

   

دردسر توپها

   

سفر فضایی

   

درگیری فضایی

                           
 

بگرد و پیدا کن

   

پینگ پنگ

   

تست اعصاب

   

مسابقه رالی

   

هدف گیری2

                           
 

مبارزه با جادوگر

   

تتریس لغات

   

زن جادوگر

   

ماهیگیری

   

برف بازی

                           
 

مسابقه دو

   

گلهای حافظه

   

مار و پله 2

   

مسیر یابی

   

سنگ، کاغذ، قیچی

                           
 

جنبنده ها

   

کاشیهای دیوانه

   

بومب!!!!

   

تخم مرغ و زبان انگلیسی

   

ریاضی بازی

                           
 

گویهای رنگی

   

بازی شهر سازی

   

یک بازی مصری

   

ماشین بازی 2

   

جدول کلمات

                           
 

کاغذ و سطل زباله

   

سنجابهای شیطان!

   

حافظه موسیقی

           


سخن هفته سخن حق ۲

عکس واقعی از خداوند

 
در آغاز حتی نیستی هم وجود نداشت

زیرا باید هستی وجود می داشت که نیستی در مقابل آن معنا می یافت و تعریف می شد

و تنها خود خداوند بود جدای از همه هست و نیستها

و روزی خداوند اراده کرد تا روحش را در عالم وجود نمایان سازد و اینطور بود که هستی با همه زیبائیهایش شکل گرفت

و طبیعت و هستی از وجود او سرچشمه گرفت و خداوند عکس خود را برای اندیشه و توجه در زمین به یادگار گذاشت

و عکس بالا تنها عکسی کوچک و واقعی از خود خداوند است

به عبارت بهتر عکس بالا فقط یک عکس 3در4 است

برای دیدن عکسهای بزرگتر لطفا به کهکشانها نگاه کنید .کهکشانهائی که در آنها سایر آفریده های او در آنها ادامه زندگی می دهند

و به این اندیشه کنیدکه هستی تا کجا امتداد دارد و یقینا در نقطه ای هستی به پایان می رسد و پس از آن مرز که هستی به پایان می رسد نیستی آغاز می شود

نیستی که نیست ، اما آغاز می شود

زیرا هستی انتهائی دارد

و شک نداشته باشید که اگر تعریف ما از خداوند تنها خلاصه به بهشت و جهنمش نمیشد دیگر برای همه ما آزار رساندن به دیگران برای کسب امتیازات مادی هیچ مفهومی نداشت

 

هستی و نیستی 

همه می دانیم که در ابتدائی ترین تقسیم بندی برای همه طبقات آنها را به دو دسته کلی هست و نیست تقسیم می کنیم

در ابتدا و قبل از رشد علم هستی و نیستی تعریف بسیار ابتدائی داشت

یعنی هر چیزی که فقط با چشم قابل دیدن بود هستی داشت

و هر چیز که قابل دیدن با چشم نبود وجود نداشت

که نمونه بارز آن سخن گالیله بود که چون با چشم قابل دیدن نبود حتی ئینداران آن موقع فقط بخاطر چیزی که با چشم قابل دیدن نبود و هستی نداشت می خواستند گالیله را اعدام کننذد

و یا اکسیژن موجود در هوا که اگر برای چند دقیقه نباشد همه انسانها نیست خواهند شد

اما امروز من قصد دارم تا نتیجه گیری خودم را از هست و نیست بیان کنم و باز هم مثل همیشه می گویم که این نتیجه گیری خود من است و احتمال بسیار زیاد دارد که حتی اشتباه باشد

اما من به آن تا این لحظه اعتقاد دارم

چون با تفکر و نتیجه گیری به آن رسیده ام . پس تا زمانی که به نتیجه بهتر و درست تری نرسم این عقده همچنان باور من خواهد بود

ما به هر چه که در این دنیا وجود دارد می گوئیم هست و هر چه که در این دنیا وجود ندارد می گوئیم نیست

البته بحث من از هست و نیست جدای از درک و احساسات ما درباره آن چیزهائی که هستند اما دیده نمی شوند است

یعنی من بحثی درباره اشتباه انسان در درک محدوده هستها و نیستها بخاطر دانش کم بر آنچیزهائی که هستند اما چون دیده یا حس نمی شوند اما نیست عنوان می شوند ندارم

بلکه سخن من درباره ماهیت خود هستی و نیستی است نه هر چیزی که به این دو دنیا نسبت داده شوند یا نشوند

تا به حال خود من فکر می کردم هر چیزی که هست وجود دارد و چیزی که نبوده یا "نیست می شود" وجود ندارد

اما بعد از ماهها تفکر به این نتیجه رسیدم جهانی نیز به نام نیستی وجود دارد

یعنی همه هستها وقتی نبودند در آ ن دنیا بودند و وقتی هم نیست می شوند به آن دنیا می روند

برای درک بهتر شما و گسترش دید شما ، توجه شما را به پهنای آسمان جلب می کنم

سیاره ما زمین به همراه سایر سیارات و ستاره هایش تنها یک کهکشان از کهکشانهای بی نهایت زیاد است که در دنیا هست

اما هستی تا هر کجا که امتداد داشته باشد بالاخره مرزی دارد

چون منبع بی پایان فقط خداست و هر آنچه که هست روزی نبوده و روزی هم نخواهد بود و ویژگی دیگر همه هستها انتها دار بودن آن است

به یک جا ختم می شود ، حتی کهکشانهای بزرگ موجود در آسمان

و حال سوال این است که پس از پایان هستی چه دنیائی وجود دارد !؟

و من اعتقاد دارم که پس از آن مرز نیستی آعاز می شود

نیستیی که نیست ، اما آغاز می شود

و من نیستی را واقعا نبودن نمی دانم

بلکه جهانی است که هر آنچه که نبوده و یا روزی می خواهد باشد و یا نیست شده در این دنیا وجود دارد ، اما بدون هیچ فعالیتی که هستها انجام می دهند

به بیان ساده من جهان نیستی و هستی را دنیای بالقوه و بالفعل می نامم

یعنی اینکه همه نیستها هستند و قابلیت هست شدن را دارند

در کودکی سخنی شنیدم که نمی دانم تا چه حد درست است

اما از نظر من بسیار معنا دار بود و اینکه هر آنچه که را بتوانیم تخیل کنیم و در ذهنمان بسازیم وجود دارد

زیرا اگر وجود نداشت قابل تصور نبود

و این قدرت بی نهایت ذهن انسان را که از خود خداست می رساند

 بهشت و جهنم

 

 

امروزه می توان گفت که همه انسانهائی که به روح انسان اعتقاد دارند برای انسان زندگی دیگری جدای از این دنیا قائلند

یک زندگی جاوید که البته خوب یا بد بودن این زندگی جاودانه بستگی به خود فرد دارد و کارهائی که در این دنیا انجام داده

و هر دینی هم با توجه به سطح شعور مردمان خود تعریفی خاص از مکان بهشت دارد

برخی از ادیان بهشت را در آسمان می دانند

بطور روشن تر اعتقاد مسلمانان این هست که بهشت در 7 آسمان بالاتر از زمین و جهنم در 7 آسمان پائین تر از زمین قرار دارد و هر کدام هفت طبقه است که طبقه هفتم بهشت برای نیکوکارترینها و طبقه هفتم جهنم برای پلید ترینهاست

در صورتی که همه امروزه می دانیم که آسمان بالا و پائین ندارد

زیرا که زمین می چرخد

هم به دور حود و هم به دور خورشید

پس بالا و پائینی وجود ندارد

و خداوند برای لمس کردن بزرگی و والا بودن بهشت و برای درک ذهن مادیگرای انسان بهشت را برای ما در بالا که نشانه والائی و بالاتر بودن دارد تعریف کرده و جهنم را پائین که نشانه پستی و خواری است تعریف کرده

اما نعمتهای بهشت و عذاب دوزخ

خداوند بزرگ در کتابهای آسمانیش آتش را نماد عذاب و میوه های بهشتی و حوریان را نماد بهشت قرارداده

آیا به راستی چنین است!؟

به نظر من نه

در جهان دیگر سزای انسان کاملا با این جهان مادی متفاوت است

زیرا ساختار دو جهان متفاوت است

اما خداوند چرا اینطور مثال آورده!؟

به نظر من خداوند شعور مطلق است و برای ذهن مادی گرای انسان باید مثالی را بزند که قابل درک و لمس باشد تا باور کند

تا ایمان بیاورد

همه می دانیم که چیزی که برای انسان قابل درک نباشد، قابل پذیرش نیست

فرض کنید خداوند برای انسان از نفمتهائی که در بهشت هستند و بی نهایت از نعمتهای این دنیا بهترند می گفت

اما قابل درک نبود

یعنی انسان چون با آنها سر و کار نداشت

برایش تعریف نداشت درکش نمی کرد

آیا به امید آنها از گناه دوری می کرد؟

و یا بر عکس اگرخداوند از عذاب جهنم که در نوع خود بی نظیر است می گفت و با تند ترین کلمات می ترساند

آیا انسان می ترسید!؟

انسان چطور بترسد از چیزی که تعریفی از آن ندارد در این جهان و با آن سر و کار نداشته !؟

پس خداوند بزرگ برای امید دادن و بیم دادن به انسان مجبور بود حقایق را طوری بیان کند که برای انسان قابل درک و فهم باشد

تا بپذیرد

اما حال این سوال که آیا عذاب جهنم ابدی است؟

به نظر من خیر

خداوند خودش گفته من عدل مطلقم

مهر بی پایانم

و حال از این سوی بنگرید که خداوند گفته انسانهای بدکردار در آتش دوزخ تا ابد خواهند ماند

و حال با توجه به دو گفته بالا به این مثال توجه کنید

به عنوان مثال من 100 سال عمر کنم و همه 100 سال را هم گناه کنم

از بدو تولد تا مرگ

و در آنصورت به جهنم خواهم رفت و تا ابد عذاب خواهم کشید

آیا این با عدل خداوند سازگار است که منی که 100 سال عمر کرده ام تا ابد عذاب بکشم!؟

بالاخره روزگاری عذاب همه گناهانم را خواهم کشید

و زمانی که عذابم تمام شد ،آیا با عدل خداوند سازگار است که باز در دوزخ بمانم!؟

لطفا باقی این مقاله را خودتان فکر کنید

 

نیک و بداین نوشتار کامل نیست

به نظر شما چه کارهائی خوب و چه کارهائی بد هستند

به نظر من نمی توان روی هیچ یک از پدیده های جهان بطور مطلق صفت خوب یا بد را گذاشت

همه پدیده ها ، حالات و موجودات در حالت عادی خنثی هستند

بلکه نحوه مصرف و استفاده از آنها در شرایط خاصشان باعث می شود که خوب یا بد شوند

مثال سرما چقدر در تابستان خوب است اما در زمستان بسیار بد

و گرما چقدر در زمستان خوب است اما در تابستان بد

حتی قرص و دارو چقدر برای بیمار خوب است و برای انسان سالم مضر

پس چه چیز را می توان خوب نامید و چه کاری را بد

در ابتدا پیش خود گفتم کاری که باعث شادی طرف مقابل شود را می توان یک کار نیک شمرد و کاری که باعث ناراحتی طرف مقابل شود را کار بد

اما پس از تفکر دوباره دیدم که گاهی اوقات این شرایط بوجود می آید که کا کاری برای طرف مقابل می کنیم اما طرف مقابل برداشت بد کرده و ناراحت می شود

و در حقیقت کاری را که ما فکر می کردیم برای طرف مقابل خوب است در حقیقت باعث ضرر زدن به او شد

و از سوی دیگر گاهی اوقات کار خوبی به نفع طرف مقابل است اکما با انجام این کار طرف مقابل شاد نمی شود

مثل پیشنهاد خوب یا بازداشتن دوستی از راهی که به راه نیک نیست و باعث ناراحتی طرف مقابل می شود

 

 انسان به تمام معنا خدا خواهد شد

 

من وقتط که سال دوم داشنگاه بودم به این بحثی که عنوان کردم فکر کردم و وقتی مثل الان و بدون هیچ توضیحی برای استاد یکی از دروسی که بخاطر وجود اراجیف زیاد در آن از آن متنفر بودم بازگو کردم بسیار ناراحت شد و با من به تندی برحورد کرد

او از آن دسته انسانهائی هست که من به آنها می گویم دیندار تر از خدا

انسانهائی کثیفی که حق تصمیم گیری و مجازات درباره خوب یا بد بودن انسانها را به خود می دهند

با دینشان همه دنیا را کثیف می کنند

بله دوستان به ناگاه به او گفتم استاد درست است که هر انسان بعد از مرگ خدا می شود

طفلی با آن مغز حودکوچک کرده اش هنگ کرد و چون قبلا هم سخنانی دیگر از من شنیده بود که برای مغر بیمار او عجیب بود با تندی برخورد کرد

اما من گفتم صبر کنید و توضیح دادم که البته توضیحی دادم که ساکت شد و حتی یک عذر خواهی هم نکرد بخاطر برخورد تندش

خدا که هیچ وقت اشتباه نمی کند تا عذر بخواهد بلکه برداشت من بود که فکر کردم آن خدای زمینی احمق اشتباه می کند

دوستان عزیزم نوشته بالا را در ابتدای بحث گفتم تا بدانید هیچ انسانی حق ندارد انسان دیگر را بهتر از خود بداند و در این راستا لطفا به داستان موسی و خداوند آنجائی که خداوند به موسی گفت موجودی را بیاور کهه فکر می کنط در نزد من از تو بهتر است

و موسی بعد از ساعتها جستجو سگ کثیف و علیلی را در کیسه انداخت و تا نیمه های راه و تا قبل از رسیدن به سرزمین مقدس یعنی طور برد

اما پشیمان شد

و وقتی رسید خود خداوند ندا داد که موسی به بزرگیم سوگند اگر آن سگ را آورده بودی از پیفامبری خلغت می کرذم

چون تو حق نداری تصمیم گیری کنی از طرف من که چه کسی بهتر از تو است

دوستان عزیز همین یک مثال بسیار معنا دار که خداوند بزرگ برای اندطشه نوع بشر قرار داد برای انسان شدن انسان کافی است

و دقت کنید که موسی بهترین بنده خداوند بود که به درجه پیفامبری و از همه مهمتر هم صحبت شدن با خداوند این انرژی بی پایان جهان دست یافت

اما خداوند با همه خوبیش به او گفت وای به حالت اگر از نظر من خودت را بهتر از یک سگ بدانی

و نمونه دیگر آن باز در این شعر بسیار زطباست که اینطور شروع می شود

....دید موسی شبانی را به راه

و من پیش خودم می گویم وای به حال مسلمانانی که به خود اجازه می دهند معتقدین ادیان دیگر را کافر بدانند

دوستان بحث اصلی به درازا رفت اما با توجه به اثر مهمی که این نوشته در شما خواهد داشت

اگر اندیشه کنید

زمان مهم نیست

زیرا والاترین عبادت وقتی است که انسان زمان را برای اندیشه صرف کند

آری دوستان بپردازیم به اینکه انسان روزی به تمام معنا خداوند خواهد شد

در همه ادیان و مذاهبی که تک خدائی هسند ، روزی انسان به سرزمین موعودی خواهد رفت که به قول خداوند همه آنها در آن سرزمین موعود عمری جاودان خواهند داشت

و همه انسانهای پاک به سرزمین خوبی ها خواهند رفت و برای همیشه در آنجا زندگی خواهند کرد با هر آنچه که بخواهند

پاک پاک بدون هیچ گناه و با عمری جاودان و بدون مرگ

و این یعنی اینکه دو ما از نظر پاکی و عمر هر یک خدا خواهیم شد

میخواستم سگت بشم

 

می خوام سگت بشم

یه سگ آواره

و در اینجا تصویر بردار هم که مشخص است خوب به کارش وارد است با استفاده از انواع ترفندهای روانشناختی تصویر برداری طوری زاویه تصویر برداری را تعیین می کند که چهره جوان ایرانی دقیقا شبیه یک سگ می شود

خوار و ذلیل

و این یعنی که ای بچه عرب من که جوان بزرگ و بالغ ایرانیم در برابر تو کودک یک سگم

و من می دانم که کارشناسان ما ( که مثل من و ما هستند ) دیگر اینقدر بی شعور شده اند که نمی دانند تلقین روانی ناخودآگاه و غیر مستقیم یعنی چه

و بی شک نمی دانند که اثر این نوع تلقین مخرب تر از بمب اتم است برای نابودی یک نسل که سرآعاز آن نابودی ریشه و پایان آن نابودی جوانان است

چون کارشناسان و دلسوزان این فرهنگ هم جزء ما هستند

و این همان هدفی است که این قوم پست چون در دنیای حقیقت نمی توانند به آن دست یابند می خواهند در افکار و در فیلم به آن رویای همیشه شیرین دست یابند و بیچاره ها از این واقعیت مهم غافلند که

اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است

این بیچارگان نمی دانند که مشکل حقارت آنها نه زائیده تقدیر است و نه قوم دیگر

بلکه فرهنگ آنهاست که ریشه آنهاست

و شاید آنها به خیال خود فرهنگ ما را نابود کنند

حال اینکه نمی دانند فرهنگ نابود شدنی نیست بلکه حداکثر کاری که می توانند انجام دهند یک نسل را از فرهنگش دور کنند

و من نمی دانم تاریخ را نمی خوانند

همانطور که ما ایرانیان بیشتر زمان گذشته خود را سرافراز بوده ایم باز هم سرافراز خواهیم شد و روزی دوباره به اصل خود بازخواهیم گشت

همانطور که تاریخ شما نشان داده شما هم به اصل خودتان باز خواهید گشت

که اگر عیر از این بود که نظم و نظام در جهان معنا نداشت

اگر باور ندارید نگاهی به اجداد ما ایرانیان و دانش آنهابیندازید و سپس نگاهی به دانش اجداد خودتان بیندازید

مشکل شما این است که از حقیقت می خواهید فرار کنید تنها به این خاطرکه تلخ است

اما بدانید خوب یا بد تلخ یا شیرین حقیقت است و نمی توانید از آن فرار کنید

بی اصالتی تا کی

لطفا به اصلتان بازگردید و با تقدیرتان مبارزه نکنید ، زیرا برای شما جز فرو رفتن بیشتر در نکبت سودی نخواهد داشت

پس لطفا به تنها وظیفه خود که بخاطرش آفریده شده اید بپردازید که همانامبارزه با رشد بی رویه نسل سوسمار و مارمولک است و از دستور تقدیر سر پیچی نکنید

..

و من امروز و از این قسمت درسهای زیادی آموختم

آموختم که یک بازیگر می تواند بازیچه هم باشد

آموختم که یک پیر مرد مثلا دنیا دیده و با تجربه می تواند آنقدر خرفت بشود که به خاطر یک مشت پوند دست به کاری بزند که به خداوند سوگند از نظر من یک زن تن فروش در برابر آن یک انسان با شرافت است

زیرا که یک زن تن فروش در مقابل پول تن خود را می فروشد اما یک بازیگر بازیچه فکر خود و همه هستی خود را می فروشد

آموختم که اگر یک پسر به دختری بگوید که شما با خواهر من که نمی شناسیدش نامه نگاری کنید تا ما با هم از این راه دوست شویم کاملا حلال است

آموختم که همه چیز برای همه حلال نیست

آموختم که به نام پاکترین نماد ها هم که حتی حسین باشد میتوان دزدی کرد ، زیرا گرگ در لباس میش در گله می آید تا کسی نفهمد که گرگ گرگ است

اما بزرگترین درسی که آموختم این بود که نمی گویم مردم ما ( بلکه ما مردم) چقدر بی غیرت شده ایم
ادامه مطلب

ورود آقایان ممنوع

پسرا به ۵ دسته تقسیم میشوند:

-ظاهر زیبا و مغروری دارند اما باطنشان بر میگردد به بچه های راه اهن و مولوی .

نه ظاهر زیبایی دارند و نه باطن زیبایی (البته پسران هیچ وقت نمی توانند باطنی زیبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نمیتوانند درک کنند
.)
-
ظاهر زیبایی ندارند اما باطنی زیبا ودلنشین و جذب کننده ای دارند که البته:

گشتم نبود نگرد نیست



بعضی پسران هستند که (ببخشید ؛شرمنده ) خر به دنیا می ایند و گاو از دنیا میروند خر به دنیا می ایند چون از زندگی هیچ چی نمی فهمن و گاو از دنیا میرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابیدن مشغول بودن و هیچ گاه سعی نکردند که چیزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدن )

۵-دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که این خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظر می گیرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال
:

پیشی ملوسه


پیشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگوید من سبیل دارم پس مردم اما کلمه ی ملوسه ظاهرش را مشخص می کند چون همان طور که no.1 عزیز عزض فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم؛عزیزم و...... برای دختران به کار می رود

-------------------------------

چه شد که خدا چنین موجوداتی افرید

در کتابی امده است که خداوند مردان را افرید برای نشان دادن قدرتش اما این با عقل اصلآ جور در نمی اید چون مردان هیچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان قدیم) چون:

انها سبیل دارند از نوع در رفته و بلندش
ریش دارند از نوع پر پشتش

مو دارند از نوع فرفری و بلندش

هیکلی دارند بلا نسبت فیل(داداش کوچیکه و این حرفها)

شاید همه ی اینها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران امروزی که نگاه کنی:

نشانی از ریش و سبیل نمی بینی

ریششان را به دلیل مد سه تیغه میکنند وبه جای ان خطی میگذارند به نام خط ریش( ان هم برای این که مردم بفهمند اینها خانوم نیستند و مثلآ اقا تشریف دارند )

موهای فرفری هم از مد افتاده

و به جای ان از وسایلی از قبیل کلاه گیس؛ سشوار ؛ ژل و کتیرا و ...... استفاده میکنند.(البته بعضی ها برای این که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا منتها الیه شانه ها یا کمر خود بلند میکنند .)
دیگر از ان هیکل و شکم خبری نیست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی میروند و هر کدام به جای وانت پیکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش میشوند و موهای خود را بر باد میدهند.

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا مکنی بنیادم

پس این بر ما واضح و مبرهن است که وجود پسران ایه و قدرت خداوندی نیست پس این سوال بر همگان به وجود میاید که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس میکشند؟؟؟
ایا این همآن خشم و غضب خدا نیست؟
ایا این همان عذاب الهی نیست؟

چه عذابی از این بالاتر که پسری به دختری بگوید دوست دارم؟
این همانند انی است که عزراییل به فردی لبخند بزند و بگوید عزیزم بیا بغلم.

خبر جدید:

طبق امار گرفته شده به نتیجه رسیده ایم که اکثر دخترانی که والدینشان نفرینشان میکنند و به قول معروف اق والدین میشوند دچار این گونه عذابهای الهی میشوند .

اخطار:

به تمامی دختران توصیه میشود هر گاه به همچین موجودی برخورد کردید میتوانید از کلمه ی « بسم الله الرحمن الرحیم »استفاده کنید چون انها میپرند.
به امید روزی که خداوند به تمام عذابهایش خاتمه دهد و در رحمت( زیبا دختران گل عسل طلا ) خود را به روی ما بگشاید
.
امین یا رب العالمین

-------------------------------

 

اقایان متفکر

تا حالا اقایی رو دیدین در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت دیدم این قدر خندیدیم که انگار خنده دار ترین جک دنیا را برام گفتن.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن با سبیلهاشون ور میرن و اونها را میکنن طوری که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن میبینن تعادلشون به هم میخوره
.
بعضی از اقایون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو میگیرن به دو طرف صورتشون وهی دستاشون رو بالا پایین میکنن مثل این که دارن صورتشونو میشورن طوریکه وقتی فکرشون تموم میشه صورتشون پوست انداخته وباید ۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن
.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن تا منتها الیه انگشتانشان را داخل بینی فرو کرده و میچرخانند طوری که اشغالهای بینی که سهله؛مایه ی برون مغزی و درون مغزی هم میاد بیرون
.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن بدنشان به خارش میافتد از نوک انگشتان پا تا فرق سرشان که شپشها کیلو کیلو از ان میپرند بیرون.خلاصه اینکه کوره های روی پوستشون کنده میشن
.

خلاصه اقایون با فکر کردناشون کارای خنده دار دیگه ای هم هست که انجام میدن اما چون میترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نمیگم
.

فواید فکری در اقایان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک میکند. در روحیه و اخلاقشان بسیار موثر است باعث ساکت شدن انها میشود برای اصلاح صورتشان مفید است
.

نتیجه گیری اخلاقی:هر وقت احساس کردید مردی احتیاج به نظافت عمومی دارد به او سوژه ای برای فکر کردن بدهید
.
استدلال ثابت شده این قضیه
:
اقایان زیاد فکر میکنن اما هیچ وقت نتیجه نمی گیرند از فکرشان
.
اقایان حرف زیاد میزنند ولی اهل عمل نیستند هیچ کدامشان
.

---------------------------------

 

اعتماد به نفس کاذب در پسران

این یک بیماری مسری در پسران است . اگر برادر و یا دوست پسر و یا پسر شما این بیماری را بگیرد یقین بدانید که در عرض کمتر از یک هفته کل پسران محل را مبتلا میکند پس برای جلوگیری از این بیماری اگر کسی را مشاهده کردید که مبتلا است حتمآ او را قرنطینه کنید.

علایم این بیماری:


۱-:گذاشتن ریشهای نخ قیطونی.
۲-:طرز نگاه کردن به صورت عجیب غریب
.
۳-:تکرار جمله ی هوش پسران بیش ازدختران است
.
۴-:ایستادن زیاد رو به روی اینه
.
۵-:استفاده از جملاتی شبیه همین که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و
....
۶-:مخالفتهای پی در پی
.
۷-:پایین بردن شخصیت دختران برای تقویت روحیه
.
۸-:خواندن اشعار پر محتوا از قبیل پسرا شیرن مثه شمشیرن(دوپینگ
).
۹-:روزی ۵۰ دفعه شنیدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون یا کاست ضبط شده توسط مامان جون
.
۱۰-:خواندن کتابهبیی از قبیل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بریم؟
انرژی درمانی
تقویت اراده در ۲۰ روز
من بهترینم

و.......
۱۱-:زدن وبلاگهای تک نفره به عنوان
حزب پسران دختر ستیز.(همچین میگه حزب ادم فکر میکنه با یه هییت طرفه در صورتیکه نویسنده و خوانندش یه نفره)

-----------------------------

 

دلیل تناقض

دختران از انجایی که روحیه و عواطف حساس و زیبایی دارند که تمامی پسران به ان شرک میورزند(البته این شرک همان رشک است که پسرا در این هم اشتباه میکنند)گه گاهی اختیاج به مسافرت و ایران گردی و.... دارند که مبادا خدای ناکرده این روحیه شان خدشه دار شود ۱ـمن رفتم تا به روحیه ام سر و سامان بدم. ۲- رفتم تا این اقای حزبیوقت فکر کردن و گریه کردن داشته باشن.
خوب میخواستم دلیل تناقضی که خانوم ملوسه(واااااااااااااااااااای ببخشید اقاملوسه)در متن اول اشاره کردن رو بگم
:
۱-ورود اقایان ممنوع چون این حرفها برای راهنمایی و ارشاد دختران و خانمهای گل گلاب جیگر طلا است
.
۲-و از انجایی که پسران به ورود ممنوع رفتن و کلا خلاف کردن عشق میورزن . فکر میکنن این نشانه ی جرات و شجاعتشون است و باکمال پررویی مبان اینجا و نظرات پر خمیر مایه ی خود را اعلام میکنن
.
ما هم از قبل فکر اینو کردیم و نوشتیم حداقل لطف کنین و بالای ۱۸ باشید . یا اگر مریضی خاص دارین نیایین چون حاد میشه و چون ممکن بود اشتباها برداشت بشه نوشتیم

ورود خانمها و دختران به طور کل ازاد است.

درس عبرتی برای دیگران

یکی از افرادی که حرفمان را شوخی تلقی کردند و دودش تو چشم خودشون رفت جناب رییس حزب جان پسران فدای تار یک موی دخترانیک مریضی مرمن داشتند یعنی رگ غیرتشان گاهی جا به جا میشد اما با سر زدن به اینجا به زود رس شدن مرگشان کمک کردند و نتیجه اش هم این شد که در اثر جا به جایی بیش از حد این رگ در وبلاگ جناب اقای غیرتترکید اما خوشبختانه هنوز این بیماری به کسی سرایت نکرده
ادامه مطلب