بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

افزودن پسورد دوم برای ورود به ویندوز XP

در ویندوز XP می توانید قبل از فعال شدن هر حساب کاربری ( USER ) ها پسورد دیگری قبل از همه این ها قرار دهید . انتخاب این پسورد سبب خواهد شد تا دیگران قبل از ورود به ویندوز از دو سپر امنیتی عبور کنند. برای اضافه نمودن این پسورد به ویندوز مراحل زیر را دنبال کنید :
1)در کادر محاوره ای RUN عبارت Syskey را تایپ کنید و سپس OK کنید .
2)در پنجره ظاهر شده با سر برگ Securing the Windows XP Account Database روی گزینه Update کلیک کنید.
3)حال در قسمت Password Startup پسورد دلخواه خود را وارد کنید و پنجره را با OK ببندید.
4) در صورت لزوم می توانید در قسمتSystem Generated Password پسورد را بر روی Floppy Disk ذخیره نمائید تا فقط با استفاده از آن قادر به عبور باشید. از این پس زمانی که سیستم روشن و یا ریبوت شود . پسورد امنیتی قبل از ورود به حساب های کاربری ظاهر می شود و برای ورود از شما پسورد در خواست می کند.
( توجه: اگر پسورد را سه مرتبه اشتباه وارد کنید سیستم ریبوت می شود.)

* اینترنت رایگان *

*اینترنت رایگان*

دوست گرامی جهت دریافت اینترنت رایگان شما ابتدا باید برروی تبلیغات سایت ما (سمت راست سایت) کلیک کرده و به ازای هر کلیک شما 20 دقیقه اینترنت رایگان دریافت میکنید اما فاصله زمانی کلیک اول با کلیک دوم شما نباید کمتر از 5 دقیقه یاشد شما در یک روز نمیتوانید بیشتر از 10 ساعت اینترنت دریافت کنید بعداز کلیک کردن شما باید آدرس ایمیل و شهر خودتان را در قسمت نظرسنجی وارد کرده تا تعداد کلیکهای شما محاسبه و اکانت اینترنت به ایمیل شما فرستاده شود

جمله سازی

  • با "نجیب" جمله بساز :

     - شلوار من "نه جیب " عقب داره و "نه جیب " جلو !

  • با "ماشین" جمله بساز :

     -چقدر خوبه که شما بیاید همسایه ی "ماشین"!

  • با "لجن "جمله بساز :

     - نمی دونم چرا همه بچّه های محل با من "لجن"؟

  • با "کوش" جمله بساز:

     -شلوار من  "کوش" ؟

    *نه... "کوش " به معنی "کوشش" .

    - شلوار من "کوشش" ؟

    *بازم نشد! "کوشش" یعنی "کار".

     - از همون آوّل می گفتی ! شلوار "کار" من "کوشش" ؟

  • با "آجر" جمله بساز :

    -آخه خره ! با "آجر" جمله می سازن نه دیوار !!! 

یک دختر در حمام

ساعت: 4 بعدازظهر

1- لباساشو درمیاره، رنگ روشن‌ها رو تو یه سبد و تیره‌ها رو تو یکی دیگه می‌گذاره.

2- در حموم رو از تو قفل می‌کنه، جلوی آینه می‌ایسته، شکمش رو که تمام مدت داده بود تو، میده بیرون و شروع می‌کنه به غرغر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.

3- در کمد رو باز می‌کنه، انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت، مو، بدن، کف پا و... رو بیرون میاره و می‌چینه رو لبه وان.

4- موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده، پرپشت کننده، براق کننده و... میشوه و هفده دقیقه ماساژ میده.

5- یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو می‌شوره.

6- نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش می‌ماله تا 60 می‌شماره.

7- سی و پنج دقیقه زیر دوش می‌مونه. خوب آخه باید خیالش راحت بشه که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده وگرنه بعد از حموم موها وز می‌کنه.

8- خمیر ریش داداشی رو کش میره و شیش کیلو خالی می‌کنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیر برمی‌داره و یا علی... آی!!!!

9- موهاش رو حسابی می‌چلونه، جوله رو مثل عمامه می‌پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز می‌کنه. از اینکه در اثر کشش حوله، چشم و ابروش کشیده شده، احساس خوشگلی می‌کنه و یه ماچ گنده واسه عکس خودش تو آیینه می‌فرسته.

10- خوشحالیش زیاد دوام نمیاره، چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک دماغش سبز شده.

11- تمام نقاط بدنش رو معاینه می‌کنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی‌تربیت.

12- حوله‌اش رو می‌پوشه و میره به اتاقش. تمام بدنش رو با لوسیون چرب می‌کنه.

13- چهل بار لباس می‌پوشه و درمیاره تا انتخاب کنه.

14- 48 دقیقه پشت میز توالت می‌شینه و آرایش می‌کنه.

ساعت 8 شب.

نصیحتی در باب صفتهای خوب انسانی

با خودت مشکل داری؟

از یه صفت هایی که داری خوشت نمیاد؟

حسودی؟

خودخواهی؟

زود عصبانی میشی؟

خیلی منطقی نیستی؟

پشتکار درست حسابی نداری؟

مخت 24 ساعته چراغ هاردش روشنه؟

تو یه چیزایی که برات مهمه استعداد نداری؟

ترسویی؟

عصبی هستی؟

من من زیاد می‌کنی؟

فکر می‌کنی علامه دهری؟

تمرکز درست حسابی نداری؟

24 ساعته می‌خوای بگی منم هستم؟

از درس بدت میاد؟ اما دوست داری خوشت بیاد؟

خیلی زیاد منطقی هستی و همه چیو با منطق می‌سنجی؟

هیزی؟

کون گشادی؟

خیلی مغروری؟

خیلی پایین تنت فعاله؟

از خشونت خوشت میاد؟

تو گذشته زندگی می‌کنی؟

24 ساعته تو رویا زندگی می‌کنی؟

انتقاد پذیر نیستی؟

نصف اوقات افسرده‌ای؟

نمی‌تونی کسی را تحمل کنی؟

همش دلهره هراس داری از آینده؟

دیگران نمیتونن تو رو تحمل کنن؟

کرم داری؟ دوست داری ملتو اذیت کنی؟

و....

چرا دلت می خواد خودتو عوض کنی؟ این صفتهات ممکنه خیلی باحال نباشن، اما تو، چاره دیگه‌ای نداری... درک می‌کنی؟ چاره‌ای جز پذیرفتن خودت نداری...این صفتها مثل یه چاه توالتن... هر چی بیشتر باهاشون بجنگی و ور بری بیشتر گندش در میاد... ساکن بذارشون... بذار همینجوری بمونن... نجنگ که فایده نداره چون تو عوض‌بشو نیستی... هرچی بیشتر بجنگی بیشتر عذاب می‌کشی و اون صفتهاتم اگه شانس بیاری و قوی‌تر نشن، هنوز سر و مر و گنده سر جاشون می‌مونن... صفتهای ذاتی خودت‌رو نمی‌تونی نابود کنی برادر... اگه نابود کنی یا دیوانه می‌شی یا بیمار وخیم....

خودت رو قبول کن اینقد بعدش زیبا و آروم می‌شی و انرژی می‌گیری که حد نداره... همونجورم تا بعضی اوقات داد نزنی ویا به شدت حسادت نورزی آروم نمی‌شی...

بابا بذار بعضی وقتا اینقد مغرور باشی اونقد که هیچکس برات مهم نباشه... ارضا که شدی میگذره میره تا دوباره گرسنت بشه برای غرور داشتن....

اینقد نزن تو سر خودت بابا تلف شدی آخه... ذاتت قشنگ و جذابه و زنده است حتی اگه همه اون صفات بالا رو به نهایت شدتش داشته باشی... هیچ موقع فراموش نکن که تو یه حالت ممکن در بازی احتمالات طبیعت بوده‌ای... دست تو نبوده... اینجوری آفریده شدی و اینجوری هم باید باشی تا طبیعت سرویست نکنه...

نتیجه گیری پنهان بعد از این مطلب پیچیده:

همه این چیزا که خوندی چرت و پرته!!!؟