بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، تفریحی ایرانیان

بزرگترین وبلاگ تخصصی ، آموزشی و تفریحی ایرانیان

راههای تقلب و اذیت در کلاس

روش اول: موارد مورد نیاز:ادامس هم رنگ با صندلی به اندازه ی کاٿی جویده وتٿی شده یه روز ار خوابتون می زنید زودتر از همه وارد کلاس میشین و اونو به صندلی معلم عزیزتون می چسبونید بعد سریع از کلاس خارج و در درو بعد با بقیه ی بچه ها وارد کلاس می شوید و مظلومانه سر جایتان می نشینید سعی کنید اون روز تا اخر کلاس قیاٿه ی خود را حٿظ کنید <البته در مراحل پیشرٿته پونز وامثال ان جایگزین ادامس می شود>


روش دوم :موارد مورد نیاز:یه عدد سوییچ با کلید های نوک تیز وقتی کوچه ای که ماشین معلمتون<ترجیحا ریاضی>توش بود خلوت بود وارد عمل می شید مسیر و کج می کنید سعی کنید از همون مسیر به خونه برید تا کسی مشکوک نشه حالا حتی اگر راتون طولانی میشه در حال عبور بارارامش هر چه تمام تر یه خط سراسری خوشگل روی ماشین می کشید و به راهتون ادامه بدید حداقل تا اخر کوچه یا خیابون.

روش سوم.روز معلم برای معلم کچلتون سشوار کادویی بگیرید و مجبورش کنید که اونو جلوی بقیه معلم ها باز کنه(البته برس هم روش بدی نیست ولی تاثیر سشوار بیشتره)

روش چهارم.تو کلاس قبل از اومدن بچه ها جلوی میز معلم روغن بریزید ..

روز معلم برای معلم کچلتون سشوار کادویی بگیرید و مجبورش کنید که اونو جلوی بقیه معلم ها باز کنه(البته برس هم روش بدی نیست ولی تاثیر سشوار بیشتره)

روش پنجم.قسمت پشتی ماشین معلم ٿیزیکتون بنویسید کپن اب ازاد شد (با رنگ) طوری که وقتی سوار ماشین میشه متوجه نشه ولی تو خیابان خیلی با حال خواهد شدتو سماور معلم ها تو ابدار خونه مایع ظرٿشویی بریزید

روش ششم.تو سماور معلم ها تو ابدار خونه مایع ظرٿشویی بریزید

روش هٿتم.از معلم ٿیزیکتون همواره اخرین سوال های المپیاد رو جلوی باقی بچه ها بپرسین یادتون باشه جوابشو داشته باشین تا بتونید کاملا ضایع اش کنید ولی این کار کاملا محتاطانه و چاپلوسانه به نظر بیاد

روش هشتم.سر کلاس معلم از اول تا اخر کلاس بهش خیره بشید خیلی حواسش زود پرت میشه

---------------------------------------------------------------------

۱.در کلاس را نیم لا بگذارید و بالای ان سطل پلاستیکی پر از اب قرار بدید به محض ورود معلم سطل اب روی سرش چپه خواهد شد

۲.صندلی معلم رو رنگ بزنید (نمی دونین چقدر خوشحال میشه وقتی سورپرایز بشه)

۳.وقتی پای تخته چیزی رو مینویسه از اول تا اخر شکایت کنید که خط خوانا نیست ولی مواظب باشید طبیعی جلوه کنه

۴.همیشه در قسمت های مهم درس سوالاتی بپرسید که معلمتان مجبور شود درس را از اول توضیح دهد

۵.با پرسیدن سوالات پشت سر هم معلمتان را گیج کنید

۶.خمیازه پشت سر هم هیچ وقت یادتون نره

۷.تو لیوان چای معلمتان پودر گچ بریزید

۸.اگر معلم تازه واردی دارید جلسه ی اول تا اقدام به حرٿ زدن می کنه دسته جمعی با هم حرٿ بزنید و ورودشو خوش امد بگید ..توجه داشته باشدی که اشکالاتونو یادتون نره همون جلسه اول بپرسید

۹.همواره لیست بزرگی از اشکالاتتون رو روی ورق یادداشت و در مواقع قبل از امتحان بپرسید مخصوصا وقتی معلمتون برای گرٿتن امتحان عجله داره(من همیشه ۲ ورق بزرگ از هر درسی اشکال همراه خودم دارم

خوندش بد نیست ....

از دیرباز بشر به پدیده عشق علاقه مند بوده است اما تـا                                        امـروز تعریف دقیق و فراگیری از عشق که بتــوانـد هـمه را                                        قانع سازد ارایه نگردیده است. برخی معـتقدنـد کـه بـطـور                                        غریزی عشق را می شناسند بنابراین اصلا زحمت تعریف                                        کـردن آن را بـه خـود نـمی دهــنـد. امـا درسـالـهـای اخـیـر                                        دانشمندان تـحـقـیـقـات گـسترده ای درباره عشق صورت                                        داده و به یافته های بسیار جالبی نیز دست یافتـه انـد. از                                        جمله آنها مـیـتـوان به فرضیه: "مثلث عشق" اشاره کـرد.                                         این فرضیه عشق را به سه مولفه تقسیم بندی مـیـکنـد:                                        صمیمیت، شهوت(هوس) و تعهد.

هـمچنـیـن بـه واسـطه آزمـایشـات گـونـاگون تـفاوتهای ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گردیده اند. برای مثال مشـخص شده کـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتی و منافع مـشـتـرک بـیـشتـر بـها می دهند و بـیـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگی بیشتری به فرد مقابل خود پیدا می کنند. در زیـر به سبـک های مـخـتـلف عشـق اشاره گردیده است:

1- اروس(EROS): عشق شهوانی - عـشق بـه زیبایی - فاقد منطق - عشق فیزیکی که بواسطه جذابیت و کشش های جسمانی و یا ابراز آن بطور فیزیکی نمایان میگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروکش میکند.

2- لودوس(LUDUS): عـشق تـفننی - ایـن عشـق بـیـشتـر مـتعلق به دوران نوجوانی میباشد - عشق های رمانتیک زودگذر - لودوس ابراز ظاهری عشق میباشد - کـثرت گرا نسبت به شریک عشقی - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمی گرداند -رابطه دراز مدت بعید بنظر میرسد.

3- فیلو(PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـی کـه مبتنی بر پیوند مشترک می باشد -عـشقی کـه بـر پـایـه وحـدت و هـمـکاری بـوده و هـدف آن دسـتـیـابی بـه منافع مشترک میباشد.

4- استورگ(STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع مـتقابل - در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان می باشـد - صـمـیـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پایدار و بادوام - فقدان شهوت.

5- پراگما(PRAGMA): عشق منطقی - این مختص افرادی است که نگران این موضوع میباشند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندانشان خواهند شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و دورنمای مشترک می باشـد - پـایـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا میباشد - همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.

6-مانیا(MANIA): عشق افراطی - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگیز - شیفتگی شدید به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضایت از رابطه - مانند وسوسه میماند و میتـواند بـه احساسات مبالغه آمیز و افراطی منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

7-اگیپ(AGAPE): عشق الهی - عشق فداکارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمایل انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .

پژوهشها حاکی از آن میباشد که زنان بیشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانیا و مردان به لودوس و اروس گرایش دارند.

مثلث عشق

تجربه عشق شامل عملکرد اجزاء صمیمیت، هوس(شهوت) و تعهد میباشد. شما برای دسـتـیـابـی بـه یک رابـطه سـالم و پـایدار مـی بــاید اعتدال را میان این سه عنصر برقرار سازید. اکنون به تعریف آنها میپردازیم:

تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن میکنـید که رابطه یتان را شاداب و با طراوت نگاه دارید؟ و یا تا چه اندازه با یارتان صادق می بـاشـید؟ شـامل مسئولیت پذیری، وفاداری و وظیفه شناسی میباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است که اکـثر موانع و مشکلات را می توان با کمک یکدیگر از میان برداشت - وفادار حتی در سخت ترین شرایط.

صمیمیت: نزدیکی در رابطه - اموری که شما و یارتان در آن سهیم می بـاشـیـد اما فرد دیـگری از آنـها آگـاهـی ندارد - رازها و تجربـیات فردی و مشترک - صمیمیت امری فراتر از نزدیکی جنسی و فیزیکی می باشد. تا چه اندازه شـما در کنـار یـارتان احـساس راحت بودن میکنید؟ آیا قادر به بیان عقاید و نقطه نظرهای خود میباشید ؟ بـدون آنـکه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نکوهش شدن واهمه داشته باشید؟ آیا هنـگامی کـه صحبت میکنید واقعا به حرفهای شما گوش میدهد؟

هوس و شهوت: انرژی بخش رابطه یتان می بـاشد. تمایل بـه بازگشت به منزل، تـنها برای کنار یار بودن - هوس فوریت ، شهوت و تمایلات جنسی، رمانتیک بودن، اشـتـیـاق برای در کنار هم بودن و رفع سریع موانع برای وصال میباشد - احساسات شدید -جاذبه جسمانی.

اکـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرایط وجود و یا فقدان سه خصیصه فوق در یک رابطه توجه کنید:

تعهد+صمیمیت و فقدان هوس: ایـن رابـطـه در خـطـر فروپاشی قرار ندارد اما نیازمند خلاقیت و انگیزه برای شعله ور ساختن مجدد عشق میباشد.

تعهد+هوس و فقدان صمیمـیت: ایـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـی اوقـات انـگـیـزه شدیدی آنها را جذب یکدیگر میکند اما سرانجام به یاس و ناکامی منجر میگردد زیرا قادر به آن نمیباشند که رابطه یشان را عمیق تر سازند. یا آنکه افکار،علایق و آرزوهای قلبی یکدیگر را بشناسند.

صمیمیت+هوس و فقدان تعهد: این رابطه یک شبه است-کشش و اشتیاق شدیدی حکمفرماست اما عدم امنیت از آنـکه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مایوس میسازد. عشق رمانتیک.

صمیمیت و فقدان هوس و تعهد: علاقه.

هـوس و فـقـدان صـمـیـمیـت و تعهد: عشق شیدایی.

تعهد و فقدان صمیمیت و هوس: عشق تو خالی و راکد.

هوس+صمیمیت+تعهد = عشق کامل و مطلوب.

تو اون دنیا چه خبره !!!

آدم وقتی که میمیره آزاد میشه . آزاد آزاد .
دیگه نه از عشق خبری هست نه از غم . نه از پول و نه از ..............
دیگه حتی مریض هم نمیشی که کسی نیاد عیادتت .
دیگه غصه هم نداری که بری یه گوشه زانوهات رو از غم بغل کنی .
دیگه عاشق کسی نمیشی که عاشقت نباشه .
دیگه به کسی راست نمیگی که بهت دروغ بگه یا دروغ بگی که راست بشنوه .
دیگه دلت هم واسه کسی تنگ نمیشه .
دیگه غرور هم نداری که وقتی یه نفر بهت توهین کرد ناراحت شی .
دیگه حتی به اونایی که واقعا دوستشون داری نمیتونی بگی دوستت دارم .
چیه؟
ناراحت شدی؟
یاد غم هات افتادی؟
یا شاید گناهات؟
یا دلهایی که شکستی؟
اصلا میخوای بیا یه کاری کنیم .
بیا نمیریم .
بیا زنده بمونیم و آدم باشیم .
اما خداییش بیا آدم باشیم .

گرفتن همزمان هاتبرد،عرب سات و ترک سات

1-     اندازه دیش 90 سانتی متر

2-     برای نصب ال ان بی ها بر رو ی  دیش ازقیچی دوبل یا میله ای که روی ان فیتوری نصب شده استفاده کنید.

3-     زاویه ال ان بی ها نسبت به دیش همان زاویه است که در حالت معمولی (هنگامی که ال ان بی در مرکز دیش قراردارد )تنظیم کنید.

4-     اگر دقت کرده باشید بر روی قسمت گرد انتهای ال ان بی فلش کوچکی وجود دارد.برای در یافت سیگنالها بابهترین کیفیت وقدرت کلیه این فلش ها رابر روی ساعت 11(یازده)تنظیم کنید(استثناً برای ترک سات فلش را بر روی ساعت 12 تا 1(یک) تنظیم کنید.

5-     دیش را در جهتArabsat در 26 درجه تنظیم کنید.

6-  کابل ال ان بی ها به یک سوچر وصل کنید وسر سویچر را به رسیور متصل کنید.

با کمی دقت در نصب قیچی ها می توانید به راحتی همه آن ها را در یافت کنید.

چند ال ان بی

(من از اقلید می آیم)

یه طرف در باره شهر ما میگه:

 

 

 

سلام تبریز من از اقلید میایم از آن شهر دراز تک خیابان

با شما شهر نشینان حرفها دارم

 

از آن شهری که مردانش عصا از کور می دوزدند

شلنگ از دستشویی کفن از گور می دوزدند

 

اگر آیئین دزدان باشد اندر ظلمت شب

ولی این بی مروت ها به زیر نور میدوزدند

 

(من از اقلید می آیم)

 

از آن اقلیدکه در آنجا سوپر مارکت غنیمت هست

ویک دکان خرازی در آنجا فوق قیمت هست

 

بروی درب و دیوارش خس و خاشاک بسیار است

معابر و تکایایش پر از مردان پر هیبت هست

 

از آن اقلید که مردانش به داسی مفتخر هستند

ونیمی از جوانانش بسان کره خر هستند

 

(من از اقلید می آیم)

 

همه چاقو بدست دنبال قتل یکدگر هستند

من هر طوری که باشم ز تو کمتر نمیباشم

 

زبان و لهجه و آب و هوا و علم و فرهنگش

همه پیداست از سیمای نکبت بار مردانش

 

به تابستان بسوزاند مرا گرمای سوزانش

به پاییز بسوزاند مرا سرمای سوزانش

 

زبان و لهجه آنان مرا بیزار میسازد

خیابان درازش مثل قبرستان متروکه

 

از آن شهری که در آنجا تمدن زیر پا رفته

جوانمردی و انصاف هر کدام راه جدا رفته

 

اگر گرگی خورد میشی بماند استخوان از آن

چو گرگی خورده فرهنگت بگو وجدان کجا رفته

 

(من از اقلید می آیم)

 

 

  

 

جواب بروبچه اقلیدی به این طرف: 

 

 

بدان ای خر که شعر آداب دارد

 

الا ای آن که از اقلید گویی

عجب نادان و بس بی چشم و رویی

 

گمان دارم که مست از باده باشی

ویا معتاد و یا آواره باشی

 

برو ای کله پز شاید تو منگی

و یا خوردست بر فرقت کلنگی

 

ز اقلید بی پدر آخر چه دانی

که همچون پشه ای وزوز کنانی

 

بود اقلید اندر فارس چون دُر

ز لوتیها و مشتیها بود پُر

 

همه اقلیدیان مهمان نوازند

غریبان را چو طفلی می نوازند

 

خدا را شکر کن اینجا غریبی

از این رو در نظرها چون حبیبی

 

و الا گردنت بشکسته می شد

دلت از بار غم ها خسته می شد

 

سرت بر باد میدادی زکارت

پشیمان میشدی از غار غارت

 

خر شاعر نمای لنگ باشی

سزاوار چماق و سنگ باشی

 

تو گفتی خر نهی پس چیستی تو؟

اگر خر نیستی پس کیستی تو

 

خر از کار تو اینجا رو سفید است

که خر تر از خودش را هم بدیدست

 

خر بی دستو پایِ زشت و پُرو

عصایت را که دزدیدست بَر گو

 

کفن از گور اقوامت که برده

شلنگ دستشوئیتان را که خورده

 

چه دزدیدند از تو ای خرِ کور

نه در ظلمت چه بردند وَز تو در نور

 

کنون اینجا زمان اعتراف است

زبان بگشا که وقت اعتراف است

 

همه دزدان، تو لِنگ انداز کردی

ره توبه بر آنان باز کردی

 

عصایت را خودت پنهان نمودی

شیلنگ دستشویی را خود ربودی

 

عجب دارم کفن دزدی چرا بود

چه سودی با تو در این ماجرا بود

 

چه کس با داس گوشت را بریده

و یا با آن برایت یونجه چیده

 

سرای عشق و ایمانست اینجا

مگر تبریز و زنجان است اینجا

 

که با دست خود چاقو بسازیم

از این بابت به کار خود بنازیم

 

کمر بندیم بَهر کشتن هم

زنیم همچون شما جفتک دمادم

 

خریت را دگر اثبات کردی

خرِ بیچاره را تو مات کردی

 

چه چیز از لهجه اقلید دیدی

که همچون خر به بستانش دویدی

 

اگر بر آب میگوئیم ما  اُو

اگر بر خواب میگوئیم ما  خُو

 

بدان الفاظ ما پاک و اصیلند

برای احمقی چون تو دلیلند

 

برو فکر زبان زشت خود کن

دِرو آمد نظر بر کشت خود کن

 

که گند گوئید به جای قند هر دم

و یا گُل بگوئید جُل دمادم

 

دگر شعری نگو تو ای خر کور

که از فرهنگ هستی قرنها دور